!سیاه-سفید
زندگی دو نیمه دارد
نیمه اول در آرزوی نیمه دوم
نیمه دوم در حسرت نیمه اول
به رویا دیدی و از یاد بردی
نگاهم را، دلم را، هستی ام را
به من خندیدی و از یاد بردی

من و رنجی فراهم ، تا دم صبح
من و آواری از غم ، تا دم صبح
دلم آنقدر باران داشت آن شب
که نم نم گریه کردم تا دم صبح

دو دست خالی ام را باخودش برد
غم و خوشحالی ام را با خودش برد
مترسک بودم و گنجشک خیسی
دل پوشالی ام را با خودش برد

صورت خسته نگران و بی آرامش و مریض، که قایم شده بود زیر آرایش غلیظ
زخمی از خاطرات تلخ دیروز، چشم میدوخت به خیابون سرد بی روح
با تحمل سنگینی نگاه آدمـا، ادامه میداد او به راه ناتمام
و اولین بار برای آخرین راه، هـه بهتره بگم که آخرین چاه
تنها، دو دل، تو فکر و با تعجب، دنبال چی بود؟ پول یا توجه؟
( ادامه مطلب )
به ظرافت شعر
شهوانی ترین بوسه ها را به چنان شرمی مبدل می کند
که جاندار غار نشین از آن سود می جوید
تا به صورت انسان دراید
و گونه هایت
با دو شیار مّورب
که غرور تو را هدایت می کنند و
سرنوشت مرا
که شب را تحمل کرده ام
بی آن که به انتظار صبح
مسلح بوده باشم،
و بکارتی سر بلند را
از رو سپیخانه های داد و ستد
سر به مهر باز آورده ام
هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست
که من به زندگی نشستم!
و چشمانت از آتش است
و عشقت پیروزی آدمی ست
هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد
( ادامه مطلب )
عاشق تر از قبلم بمون تو پیشم
دور از چشات هرگز آروم نمی شم
عاشق شدن خوبه اگه عشق تو باشه
تنهام نذار تا بی تو دنیام از هم نپاشه
از من نگذر نمی تونم چون وابستس به تو جونم
محتاجم به نفس هاتو ، آخه دور از دستات تو زندونم
**********************************************************
نزدیک اگر باشی غرق تو میشم ، دور از چشات هرگز اروم نمی شم
از غم دلم دوره آخه تویی امیدم ، دیگه دوریت محاله واست جونمو میدماز من نگذر نمی تونم ، چون وابستس به تو جونم
محتاجم به نفس هاتو، آخه دور از دستات تو زندونم

خودمو به خنده می زنم ، خودمو به گریه می زنم
می خوام فراموشت کنم اما نمی شه
می خوام که از تو رد بشم ، می خوام که با تو بد بشم
اما دلم راضی نشد ، بی تو نمی شه
عکست همیشه رو به روم ، زل می زنم به رو به روم
حس می کنم کنارمی اما چه فایده
( ادامه مطلب )
سلام دوستای عزیز...
ببخشید مدتی نبودم و به وبلاگ هاتون سر نزدم فکر نکنید از یادم رفتین ؟ نه به خدا همه ی کسایی که توی قسمت لینک هام هستن هر از گاهی بهشون سر می زنم ولی چون نیستم واسه همین فرصت نمیکنم براتون نظر بدم. دیگه تابستون تموم شد که همش توی جوان بلاگ بودیم و مرتب آپ می کردم .... :-(
راستش دیگه باید برم دانشگاه هر موقع بیام به وبلاگم سر بزنم و آپ کنم حتما به همتون سر می زنم. اما شما هم این قد معرفت داشته باشین که مدتی من نیستم برام نظر داده باشین ! واسه همه تون آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.

خور نیری که ویرانم و دوریت دربو داغانم
( ادامه مطلب )